طلوع کرونا، جهش ژنتیکی ترامپ و غروب هژمونی آمریکا

به گزارش ساعت دیواری، خبرنگاران، گروه بین الملل - محمد قادری: با فروکش کردن کرونا اولین سوال مطرح در آمریکا تأثیر این ویروس بر انتخابات ریاست جمهوری 2020 است و اینکه آثار به جا مانده از کرونا تا چه اندازه می تواند عامل شکست یا پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات پیش رو باشد.

طلوع کرونا، جهش ژنتیکی ترامپ و غروب هژمونی آمریکا

معین است که کرونا تأثیر خود را بر انتخابات 2020 گذاشته و حتی در شخص ترامپ یک جهش ژنتیکی ایجاد نموده، به طوری که جو بایدن خواب آلود و خنگ به زعم او بعد از گفتگوی اخیر تلفنی با ترامپ به عنوان مردی آرام و خوب توصیف شد!

حتی ترامپ که تا دیروز معتقد بود ویروس کرونا آمریکا را با مسائل چندانی روبرو نمی نماید، امروز اعتراف می نماید که چیزهای زیادی از این دشمن باهوش و نامرئی یاد می گیرم!

ترامپ در هزارتوی کرونا و فشار رسانه ای دموکرات ها، پاسخ رقبای دموکرات و شرکای خارجی خود را هم می دهد. صحبت هیلاری کلینتون که گفته بود روسیه می خواهد دوباره رئیس جمهور بعدی ما را هم انتخاب کند، ترامپ را مجبور کرد با وجود ابراز محبت های پی درپی به روسیه و حتی شخص پوتین، برای نخستین بار در اقدامی بی سابقه یک گروه افراطی وابسته به روسیه و معتقد به رجحان نژاد سفید را که در انتخابات آمریکا تأثیرگذار بودند، تروریست بخواند.

ترامپ که خود را در مقابله با آوار کرونا پیروز میدان حوزه سلامت ملی می انگارد، کوشش دارد در افکار عمومی، سیاست بی احتیاجی به یاری روسیه برای پیروزی در انتخابات را القا نماید.

تأثیر کرونا بر افکار مردم ایالات متحده در موضوع انتخابات هم تا حدی می تواند قابل پیش بینی باشد، چنانچه شاید مسائل مردم در زندگی شخصی و اجتماعی تا زمان برگزاری انتخابات آنقدر زیاد و متنوع گردد که فراموش نمایند ترامپ اولین رئیس جمهور استیضاح شده تاریخ آمریکاست که برای دور دوم در انتخابات شرکت می نماید، اما هرگز بی مسئولیتی او در باشگاه گلف اش در فلوریدا را که شیوع کرونا را جدی نگرفت، فراموش نخواهند کرد.

مردم ایالات متحده می دانند که ترامپ در یک بی احتیاطی محرز، ابتدا سطح تهدید این ویروس را بسیار پایین ارزیابی و همیشه تاکید کرد که آمریکا در توان پیشگیری، تشخیص بیماری و امکانات و تجهیزات پزشکی در میان کشورهای دنیا رتبه نخست را دارد.

آثار روانی مرگ بیماران مبتلا به کرونا بر افکار عمومی که منجر به بی تعادلی در بازار عرضه و تقاضا و تصمیم گیری های جدی در سطوح ایالتی و محلی شد، نشان داد که مردم رغبتی به صحبت های ترامپ که نمونه شاخص خدشه در اعتماد عمومی به دولت بود، ندارند.

این مهم با افزایش تقاضا برای خرید اسلحه که یک رکورد تاریخی را در روابط اجتماعی آمریکا به جا گذاشت، اثبات شد و هشدار داد که در صورت ادامه مسائل اقتصادی، هرج و مرج اجتماعی دور از انتظار نیست.

رفتارهای اجتماعی به دولت ترامپ فهماند که فرصت مهار همه گیری را از دست داده و تیم سلامت کاخ سفید باید سیاست مهار و قرنطینه را جایگزین استراتژی تبلیغاتی واکنش سریع نظام سلامت برای ریشه کنی فوری کرونا کند.

واکنش های متفاوت دولت و مردم آمریکا پایان تیم سلامت را در مقابل تیم اقتصادی کاخ سفید قرار داد و شرایطی ایجاد کرد که کاخ سفید مجبور شد میان نجات اقتصاد و یا نجات مردم یکی را انتخاب کند.

مشکل جدی اما اینجا است که تصمیم نهایی کاخ سفید برای نجات اقتصاد، یک برنامه بلندمدت با بسته 2100 میلیارد دلاری و بدون تأثیرات عمیق کوتاه مدت در نظر گرفته شده که عظیمترین بسته جبرانی پرمخاطره در تاریخ آمریکا است.

تأثیر زلزله کرونا بر دولت و مردم آمریکا در حالی هر روز نمایان تر می گردد که کاخ سفید با این بسته حمایتی در نظر دارد در اذهان مردم و شرکت های آمریکایی این امیدواری را تا زمان برگزاری انتخابات ایجادکند که تمهیدات لازم برای تأمین سلامت عمومی و حفاظت از نظام اقتصادی آمریکا اتخاذ شده و جای نگرانی نیست.

کاخ سفید البته قصد ندارد این بسته را صرف هزینه های یک بار مصرف کوتاه مدت در بخش دستمزد به بیکاران و مردم آسیب دیده کند، بلکه برنامه ریزی به گونه ای است که باید دو برابر این مبلغ یعنی 4,200 میلیارد دلار طی سه سال آینده به وسیله افزایش قیمت سهام شرکت های ورشکسته که دولت آنها را خریداری نموده، همراه با اقتصادیات مشاغل به خزانه داری آمریکا برگردد.

بر این اساس؛ این بسته به ظاهر حمایتی، بیشتر برای حمایت از شرکت ها و بانک های عظیم در نظر گرفته شده و طی سه سال مردم باید کوشش نموده و از جیب خود 4200 میلیارد دلار را برای جبران خسارت کمپانی ها و بانک های عظیم پرداخت نمایند.

بخش اول تزریق پول در واقع برای خرید سهام و بدهی بنگاه های اقتصادی است که شانس زیادی برای احیا ندارند. بخش دوم تزریق پول به افراد و خانواده ها با ملاحظات انسانی و اجتماعی صورت می گیرد که در صورت استمرار کرونا و رکود اقتصادی نه تنها یاری های اقتصادی به آنها بازگشتی ندارد، بلکه احتیاجمندی های اقتصادی آنها به دلیل ادامه بیکاری و یا از دست دادن پس اندازهایشان بیشتر می گردد.

هم اکنون بخش های مهمی از اقتصاد آمریکا در حالت استندبای هستند، به گونه ای که ادامه کاهش قیمت نفت و یا تثبیت قیمت نفت به بشکه ای 40 یا حتی 50 دلار، صنایع مادر آمریکا را در بخش های مختلف از جمله صنعت هوایی و هواپیمایی، صنعت گردشگری، صنایع نفت و گاز، صنایع تسلیحات، صنایع خودروسازی و حتی صنایع غذایی که همه آنها وابستگی به درآمدهای نفتی کشورهای فراوری نماینده نفت دارند، به دلیل کاهش شدید درآمدهای نفتی آنها، با رکود جدی روبرو خواهند شد.

در بحران اقتصادی سال 2008 دولت آمریکا، سهام سقوط نموده بیشتر شرکت ها و بانک های عظیم مانند جنرال موتورز، جنرال الکتریک، بانک چیس مورگان و بانک آمریکا را خریداری و آنها را احیا کرد. هر چند این بسته به نوعی تکرار تاریخ 2008 است اما یک تفاوت اساسی با آن دارد.

در رکود سال 2008 تنها معضل، مشکل اقتصادی بود اما امروز مشکل اصلی هزینه هایی است که در پیوند با حفظ و بازگرداندن سلامت به مردم آمریکا، بسیار بیش از مبالغ در نظر گرفته شده احتیاج به بسته های اقتصادی و حمایتی دارد.

در ضمنً بعید به نظر می رسد که کشورهای اروپایی و عربستان که در آن سال ها منابع اقتصادی و اقتصادی شان را بی دریغ در اختیار اقتصاد آمریکا گذاشتند، این بار ریسک احیای اقتصادی آمریکا را بپذیرند. این کشورها حتی اگر قبول نمایند که وارد چنین ریسکی شوند، معین نیست تحت تأثیر آسیب های کرونا، تا چه حد از ظرفیت های سیاسی و اقتصادی لازم برخوردار باشند، لذا باور به موفقیت این بسته 2100 میلیاردی با حدود 7 میلیون بیکار و استعفای بیش از 2000 نفر از مدیران ارشد کمپانی های عظیم، امری نزدیک به محال است.

بر این اساس؛ اگر کرونا اقتصاد آمریکا را وارد رکود کند، این رکود با سرعت آلودگی کرونا، قطعاً آثار سهمگین اقتصادی را به سایر حوزه های اجتماعی و سیاسی ایالات متحده و سایر کشورهای دنیا منتقل نموده و نظام بین الملل را در نزاع میان کشورها زیر فشار شدید قرار خواهد داد و آثار مخرب خود را بر ثبات دنیای و سازوکارهای بین المللی که آمریکا نفوذ زیادی بر آنها دارد، تحمیل خواهد نمود.

همه اینها در حالی است که در آمریکا حدود شش ماه دیگر انتخابات 2020 برگزار می گردد و اگر طی این مدت ترامپ نتواند اعتماد عمومی را بازگردانده و بر اقتصاد نیمه تعطیل و موج فزاینده بیکاری و نظم به هم ریخته دنیای غلبه کند، دنیا با چندجانبه گرایی مبتنی بر همکاری های متقابل روبرو شده و شرایطی ایجاد می نماید که غروب یکجانبه گرایی و هژمونی پوشالین آمریکا بر دنیا رقم خواهد خورد.

منبع: خبرگزاری مهر

به "طلوع کرونا، جهش ژنتیکی ترامپ و غروب هژمونی آمریکا" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "طلوع کرونا، جهش ژنتیکی ترامپ و غروب هژمونی آمریکا"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید